۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

کارناوال عزاداران،ترحمی به تاریخ یک ملت







اصلاح کرده بودم ، می خواستم لباس درست و حسابی بپوشم و کم کم حاضرشوم  برای مراسم" شام غریبان" بروم خیابان  و قدم بزنم در لابه لای جمیعت، دوستان قدیمی را ببینم، بلند بلند بخندیم،سیگار بکشیم دخترکانی که برای باز شدن بختشان ارایش کرده اند و امده اند  خیابان را دید بزنیم و بعدش بروم خانه ی دوست عزیزی که پدر مادرش نیستند و می شود تا صبح باهاش فیلم دید گپ زد و ورق بازی کرد!

که در وبلاگ دوست عزیزی برخوردم به مطلبی بغض الود و لینک ارجاع داده شده اش به وبلاگ دیگری برای ضدیت با محرم! یک جورایی در عین همدردی با جفتشان دلم خواست من هم بنویسم،نه از این مذهب و از مردمی که کارشان به اینجا کشیده ...


بر خلاف ماه  مبارک رمضان که همیشه به خاطر حجم عظیم تزویر عمومی اش برایم به طرز باور نکردنی ای چندش اور و غیر قبل تحمل است از بچگی چندان از محرم بدم نمی اد! گرچه این یکی دیگر سلطان ایامی بود که در تقویم ملیمان مثل نقل و نبات ریخته اند برای تعطیلی،چس ناله،زنجموره و زنج ناله اما خب فرق هایی عمده هم داشت! دهه ی اول محرم  تنها زمان و مکانی بود که از بعد از اسلام و کشته شدن تمامی رسوم و شادی ها و غم های ملی، ایرانیان می توانستند بخزند به زیر پوستش تا هنرهایشان تا حدودی زنده بماند !درست مثل نقاشی و مجسمه سازی ایرانی که همه اش اب شد و چکید توی کاشی کاری و خطاطی مساجد!  حماسه ی نه چندان قابل باور و غریب عاشورا هم دلیلی شد که مردمان که تا دیروز غم ملیشان "سوگ سیاوش"و  نمایش زیباش بود حالا بیایند و تعزیه راه بیندازند ،گرچه کاراکترهای زن شدند مردانی سبیل کلفت با صداهای نکره و زیر چادر و اشعارو دیالوگ های زیبا شدند چس ناله ها و اربده های حسین و یارانش وپسرعموهای دشمن شده اش اما وجه ظریف و زندگی بخش ماجرا اینجاست که تئاتر ملی هنوز زنده است!گرچه به خفت و خاری!

ولیمه های بزرگ پارسیان برای جشن و سرور دوری از چشم زخم شور نظران گریخت در لباس نذری امام حسین و قیمه هایی با سیب زمینی سرخ کرده هایی به اندازه هویج درسته!  دسته های عزاداری در فقدان نظم قدیم مراسم ملی شاهنشاهی نظم نوینی از جنس خشونت و خود زنی گرفت و در هر برهه زمان چیزی نمایشی و موسیقی وار جدید را به خود جذب کرد و همان مردم ....حالا رفته اند در لباس سیاه حسینی که به راحتی می شود یک کودتاچی در یک دعوای قدرت فامیلی فرضش کرد!


















اشتباه نکنید! من نه ضد دینم نه طرفدار ان!من در خانواده ای بزرگ شدم که ساز هایشان را شکسته بودند و من باید اولین بار از طریق هیئت های عزاداری با موسقی زنده اشنا می شدم،گرچه یک مشت ساز ارتشی با نوازنده های ناشی!من کودیکم در روستای پدری شب های عاشورا انقدر با هم سن و سال هایم می توانستیم ازادنه بخندیم و چیزهای جدید بینیم که حالا باور دارم این مراسم روحی داغان وخراب از گذشته بهتر ازینمان است.

این چند روز حالا تنها وقتی است که ادم هایی که عقده اسپرت کردن ماشین ها  و نوشتن رویشان ازترس نیروی انتظامی به دلشان مانده  بیایند گل مالی کنند و بنوسند مثلا یا حسین! تنها وقتی است مثل مردم انطرف که در ماهواره می بینمشان می توانیم در خیابان هایمان کارناوال داشته باشیم  و در جلوی چشم جنس ظریف پسران قدرت نمایی می کنند ،تنها وقتیست که صدای ماشینت را بی خیال تا ته زیاد می کنی و بدون ترس خودتو خالی می کنی !گرچه نوحه ی انکر الصوات حاج حسین کریمی!تنها وقتیست که مردم ولیمه می دهند و همه کنار هم  پایکوبی را در شکل دیگری اجرا می کنند و تئاتر رسمی در میدان شهر بازی می کنند و حتی  با تغییر کلمه ی " یا حسین" به "میر حسین " حقوق سیاسی پایمال شده شان را طلب می کنند!

این مراسم بیشتر از هر وقت  دیگری ایرانی ها و بدبختی هزارساله شان را به رخ می کشد برای ترحم!

ضدیت با دین اشتباه محض است،رها کردن این دوران به حال خودش و روشنگری کلی در قالب علم و ادبیات تنها راه نجات و بهبود ما مردمانی است که کلمات"جهان سوم"،"تروریست"و"بنیاد گرا"حتی دارد باور خودمان هم می شود!

ما مردمی هستیم که نیاز به هم دلی و فکر داریم و صبر........................
............................................................................................. که شاید هیچ گاه به بار ننشیند.

۱۶ نظر:

R D K گفت...

:-)

سانتا گفت...

به قدری دقیق تحلیل و قیاس میکنی و تصویر میگذاری که ما بیسفاتا جی بگیم دیگه

جک گفت...

بانو سانتا:
بهت نگفتم از من بی جنبه تعریف نکن ممکنه خودمو بکوبم تو سقف؟
البته الان حالم گرفته است!نشست جنسیت در سینما دعوت داشتم خواب موندم و نتونستم برم.

nooshin گفت...

جالب نوشتی.
اگه ملت واقعا واسه امام حسین!!!! زجه موره می زنن چرا فرتی بعد از اذان عاشورا که طرف کشته شده عزاداریو تموم می کنن می دوان دنبال نذری؟ بعدم میرن خونه وبا خیال راحت می گیرن می خوابن!احتمالا تو دلشون میگن آخیشششش امسالم اگه خدا قبول کنه امام حسینو کشتیم تموم شد رفت.اجر شما هم با امام حسین جکی جان!!!

جک گفت...

جالب نیست...یه جورایی خنده دار و به شدت دردناک!

یک مالیخولیایی گفت...

میگن کسی که داره غرق میشه به هر چی که بتونه چنگ میندازه تا غرق نشه،حالا شاید وضع ما هم همین شده.داریم غرق می شیم انگار،داریم خفه می شیم.راست میگی واقعا نیاز به همدلی داریم.حالا این همدلی تو یه مراسمی مثل عاشورا باشه یا هر چیز دیگه فرق نداره.

جک گفت...

همدلی و ارامش و صبر و جرات

نانا گفت...

ووووووووووووووووووووو.ملت به بهانه ی قمه زدن کشف حجاب میکنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نانا گفت...

ووووووووووووووووووووو.ملت به بهانه ی قمه زدن کشف حجاب میکنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نانا گفت...

ووووووووووووووووووووو.ملت به بهانه ی قمه زدن کشف حجاب میکنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ناشناس گفت...

sar dard gereftam,hamin,tu tamame omram inghad baraye khodam motaasef nebudam

یلدا گفت...

من تازگی ها از این پخته نویسی های تو خوشم می آید جک !

جک گفت...

یعنی من قبلا پخته نمی نوشتم و تو خوشت نمی اد یا قبلا هم پخته می نوشتم الان خوشت می اید!

ناشناس گفت...

خدا لعنتت کنه آدم کثیف اگر بشه اسمت رو آدم گذاشت عوضی نجس که با این کارت مشخص کردی مادرت از جنده های سیاهی که دهها نفر با هم اونو میگاین بدتر بوده که کس کشی مثل تو ازش در اومده

جک موریسون گفت...

مثل ادمیزاد فکر کن درست فحش بده عزیزم....ولی خوشحالم که انقد منقلب شدی...امیدورام بیشتر به طرز زندگیت فکر کنی

Anahita Karami گفت...

به ! چه پاسخی باریکلا!